![]() |
شيوع باورنکردنی قتل عام های خانوادگیطي آمارهاي منتشرشده توسط بانک جهاني و پليس فدرال امريکا مشخص شد بيکاري يا از دست دادن شغل بر افزايش جرائم در اکثر کشورهاي جهان تاثير مستقيمي گذاشته است، به طوري که ميزان جرائم به ويژه سرقت هاي مسلحانه در کشورهايي که بيکاري در ميان مردم آن موج مي زند، بيشتر ديده مي شود.
داده هاي بانک جهاني، وزارت کار امريکا و پليس فدرال امريکا همگي بر اين مساله توافق نظر دارند که ميان بيکاري افراد يک جامعه و افزايش نرخ جرائم رابطه يي مستقيم وجود دارد. در آمارها و تحقيقاتي که توسط پليس فدرال امريکا و بانک جهاني به دست آمده و صورت گرفته جرم شناسان به اين مساله اعتقاد دارند که بيکار شدن فردي در يک جامعه به ويژه جوامع صنعتي و پيشرفته، بر روان وي تاثير گذاشته و او براي از دست ندادن خانواده و محل زندگي فعلي خود، به اقدامات ناخوشايندي نظير سرقت مسلحانه، آدمکشي يا ديگر کشي دست مي زند. در چارچوب کاري و تحقيقاتي مرکز مطالعه وزارت کار امريکا، از تجزيه و تحليل داده هايي استفاده شده که طي يک فرآيند بلند مدت از نرخ بيکاري جوامع مختلف به دست آمده است. علاوه بر اين، در اين مطالعه تحقيقاتي از رشد اقتصادي کشورها، نرخ تورم و بدهي کشورها طي قرن اخير نيز استفاده شده است.
استفاده از زمان رشد اقتصادي در يک کشور و سال هايي که نرخ تورم در آن کشور به چه صورت بوده است، به محققان کمک مي کند به اين مساله دست پيدا کنند که چگونه و در چه زمان بيکاري باعث افزايش بروز جرائم شده است. در طول اين بررسي که توسط محققان و پژوهشگران بانک جهاني و پليس فدرال امريکا انجام شد، محققان موفق شدند به اين نکته دست پيدا کنند که مردان 15 تا 29 ساله بيکار و مرداني که طلاق گرفته بودند، بيش از همجنسان ديگر خود دست به انواع جرائم به ويژه قتل مي زنند. البته به اين نکته بايد توجه کرد که کاهش دستمزد کارگران، تنزل حقوق کارمندان و در نهايت بيکار شدن فرد، همگي باعث مي شود تا يک فرد به جنون کشيده شده و به سرقت و کشتن ديگران دست بزند. در مواردي نيز ديده شده که فرد بيکار با نشان دادن حالت هاي نابهنجار و ضد اجتماعي براي آنکه خودش و خانواده اش را از شر سرگردان شدن خلاص کند، به قتل عام خانوادگي دست مي زند.
به عنوان نمونه، طي چند ماه اخير در امريکا و چند کشور اروپايي چندين قتل و اقدام به خودکشي صورت گرفته که طي آن 40 نفر در اين کشورها جان خود را از دست دادند. همچنين بر اساس آمار سازمان جهاني کار (ILO) در سال گذشته ميلادي، 185 ميليون و 900 هزار نفر در سراسر جهان بيکار شدند؛ بر اين اساس برخي از افراد به دليل کاهش درآمد، برخي به دليل اوضاع نابسامان سياسي کشورهايشان و برخي هم به دليل رکود اقتصادي يا تغييرات اقتصادي، کار و شغل خود را از دست داده اند.
در سال جاري ميلادي نيز برخي از افراد براي کار به سازمان ها و کارخانجات فرا خوانده شدند، اما پس از مدتي به بهانه هاي مختلف عذرشان خواسته شده و اين افراد نيز به جمع بيکاران اضافه شدند. اداره آمار کار دپارتمان کار ايالات متحده امريکا در پژوهش خود به اين نکته اشاره دارد که به دليل بروز بحران اقتصادي و روند رو به رشد اخراج کارگران و کارمندان از ادارات و کارخانجات، نرخ بيکاري در اين کشور از حد مجاز گذشته و اين روند، مردم را به جنون کشانده است، چرا که بحران اقتصادي اخير در امريکا و ديگر کشورهاي صنعتي جهان، از زمان رکود اقتصادي بزرگ سال هاي دهه 1940 ميلادي در اين کشورها بي سابقه بوده است. رکود اقتصادي در امريکا و در کشورهاي بزرگ صنعتي جهان، ارتش بزرگ و طولاني از انسان هاي بيکار و گرسنه را تشکيل داده است که براي به دست آوردن يک لقمه نان و جايي براي آرامش، از هيچ تلاشي دريغ نمي کنند.
بر اساس گزارش رسمي پليس فدرال امريکا و اداره فدرال تحقيقات امريکا (FBI) بيکاري در اين کشور بيداد مي کند و مردم به شدت خشمناک و عصباني هستند و از هر فرصتي استفاده مي کنند تا زهر خود را بريزند، اما دولت امريکا تنها مردم را دلداري مي دهد و از آنها مي خواهد خونسرد باشند و با اوضاع نابسامان اقتصادي که تمام جهان را دربر گرفته، کنار بيايند. اين در حالي است که وزارت کار امريکا براي راضي نگه داشتن کارگران و کارمندان، حقوق و مزاياي آنان را دو برابر کرده است، به طوري که بيمه بيکاري کارگران و کارمندان از دو به چهار درصد افزايش يافته است.
با اين حال، بسياري از افرادي که هنوز کار خود را دارند، از مرخصي هايشان استفاده نمي کنند تا از حقوق و مزاياي آخر ماه شان کاسته نشود. به قول يکي از روزنامه هاي دولتي امريکا، کارمندان و کارگراني که هنوز بيکار نشده اند، از جان گذشتگي مي کنند و کارشان را با چنگ و دندان حفظ مي کنند. در گزارش سازمان جهاني کار همچنين آمده است که مردان و زنان جوان کارگر، حاضرند براي سير کردن شکم خود و خانواده هايشان در مراکز و کارخانجاتي مشغول به کار شوند که روساي آنها به هيچ يک از تعهدات کاري و قوانين بين المللي پايبند نيستند؛ اين جوانان جوياي کار، با حقوق بسيار پايين و بدون مزايا کار مي کنند. بر اساس اين گزارش، 30 تا 50 درصد جواناني که مهارت حرفه يي خاصي را کسب نکرده اند در «اقتصاد زيرزميني» يا در مراکز متخلف مشغول به کارند.
طي دو سال اخير، تعداد اين جوانان شاغل با حداقل دستمزد و حداقل مزاياي کاري و حداکثر ساعات کار در کشورهاي صنعتي و پيشرفته جهان افزايش يافته و البته همين افراد هستند که با ديدن تبعيض ميان خود و ديگر کارگران و کارمندان، باعث بروز جرم و جنايت مي شوند. با اين حال، مقوله ارتباطي ميان بيکاري و تاثير آن بر افزايش جرائم و بروز خودکشي هاي دسته جمعي يک بحث کهنه و قديمي است، اما وجه تمايز آن اين است که طي دو سال اخير به دليل رشد بحران و رکود اقتصادي در جهان، نسبت به چندين دهه گذشته با افزايش مواجه بوده است. به عنوان نمونه، ماه گذشته ميلادي يک نوجوان 17 ساله آلماني با حمله به مدرسه خود در جنوب غرب آلمان، 9 دانش آموز و سه معلم مدرسه را به ضربه گلوله به قتل رساند و سپس خودکشي کرد. يا در ايالت «مريلند» امريکا، يک مرد پيش از آنکه خودکشي کند، همسر و سه فرزند خردسالش را به ضرب گلوله از پاي درآورد.
اين درحالي است که براساس آمارهاي رسمي پليس فدرال امريکا، در اوايل ماه جاري يک مهاجر بيکار در مرکز رسيدگي به امور مهاجران در منطقه «بينگهمتون» نيويورک با شليک گلوله، 13 نفر را پيش از خودکشي، به قتل رساند. يک روز بعد از وقوع اين حادثه، يک فرد مسلح در «پنسيلوانيا» در امريکا سه افسر پليس را با شليک گلوله کشت و سپس خودکشي کرد. در 29 مارس سال جاري ميلادي نيز يک مرد مسلح در مرکز نگهداري از سالمندان در «کاروليناي شمالي» هشت نفر را به ضرب گلوله از پاي درآورد و سي ام مارس نيز يک مرد با حمله به آپارتماني در شمال کاليفرنيا، شش نفر را کشت و سپس خودکشي کرد. در اول آوريل نيز يک مرد جوان در «بوستون» پس از کشتن خواهر 17 ساله و سربريدن خواهر پنج ساله اش و مجروح کردن خواهر ديگر، توسط پليس کشته شد.
«جک لوين»- جرم شناس دانشگاه شمال شرق بوستون- در مطالعات آماري خود اعلام کرد وقوع اين قتل ها و خودکشي قاتلان يک فاجعه انساني در امريکا و ديگر کشورهاي صنعتي و پيشرفته در جهان است. وي تصريح کرد؛ اين قتل ها شايد از نگاه اول و به صورت سطحي اقدامي جنون آميز و شتاب زده از سوي قاتلان به نظر برسد، اما در يک بررسي دقيق و عميق، بروز بحران هاي مالي و بيکاري مردم در امريکا و کشورهايي که تحت تاثير بحران مالي در امريکا هستند، مي تواند دليل و عامل اصلي اين فجايع غيرقابل هضم باشند؛ به طوري که مردم غير قابل کنترل و غير قابل پيش بيني شدند و يک جرقه کافي است تا آنها را منفجر کند. به همين دليل، محققان سازمان جهاني کار بر اين عقيده اند که بايد سريع و هدفمند نسبت به کاهش رو به رشد بحران اقتصادي و نتايج و عواقب غيرقابل جبران آن، چاره يي انديشيد، وگرنه جهان به صحنه کشتار انسان ها بدل خواهد شد.
جزييات تازه از قتل عام در امريکا و آلمان ۸۷/۱۲/۲۴
قتل، پايان نامزدی دخترخاله و پسرخاله ۸۷/۱۲/۱۵
به خاطر فرزندم مرا عفو کنيد ۸۷/۱۲/۳
داماد مسلح، کشتار خانوادگی را رقم زد ۸۷/۱۲/۲
خون آشام لندن ۸۷/۱۱/۲۰
قتل داماد برای گرفتن انتقام خواهر ۸۷/۱۱/۱۸
قاتل پدربزرگ به تيمارستان رفت ۸۷/۱۱/۱۷
پسرم جنايتکار است، اعدامش کنيد ۸۷/۱۱/۱۵
مرد آمريكايی خود، همسر و 5 فرزندش را كشت ۸۷/۱۱/۱۲
جنايت بعد از مصرف اکستازی ۸۷/۱۱/۴
آلبوم سياوش شمس: هفت
برای مقابله با آنفلوآنزای خوکی چه کنيم؟